صنایع غذایی دانشگاه خوراسگان
 
 خدای من...

خدای من تو سرچشمه بخشندگی و مهربونی هستی کمکم کن دستام و بگیر سرم و با خجالت بالا نگیرم باافتخار نگات کنم
خدایا منو ببخش از بی رحمی هام از غفلتهام از وقتایی که به تو فکر نکردم به نداهات به نشونه هات نگاهی نکردم
منو ببخش که تورو سر راهم ندیدم که راهمو درست پیدا کنم
بارها دنبال یه تلنگر یه نشونه یه در رهایی بودم اما غافل از اینکه تو خیلی درهارو واسم باز کرده بودی تو خودت بهم نشون می دادی و من بازم غافل کورکورانه بازم دنبالت می گشتم صدات می کردم کمکم کن ؟!! کمکم کن!!! و تو خیلی اروم صداتو بهم رسوندی
ازم خواستی اروم باشم منو در اغوش مهربونیهات و بخشندگیهات گذاشتی نزاشتی یه لحظه تنها باشم
وای خدای مهربونم وای بر من اگه بنده ی قدر نشناسی باشم خودمو نمی بخشم حتی اگه تو منو ببخشی ...
خدای مهربونم منو ببخش

کمکم کن خودمو ببخشم
کمکم کن ادمارو ببخشم
عشق و مهربونی ببخشم
کمکم کن....
می دونم تومنوبهترازخودم دوست داری وازجسمم به من نزدیکتری
خدای من بزرگ من بی انتهای من
درونم دنیای دیگه ای که فقط تو داخلش خونه داری نمی زارم از خونه دلم بری هیچوقت
می دونم تو همیشه هستی و کنارمی اما من وقتی تورو فراموش می کنم حس می کنم از خونم رفتی چون جای خالیت و می بینم
بخشنده ی من مهربونم منو ببخش
در وصفت زبانم وجودم هر چی بگه کمه چون تورو هنوزم نشناخته
بزرگ من شکرگذار همه نعمتهای داده و نداده ات هستم


نوشته شده در تاريخ ٢٠۱۱/۳/٢٩ توسط حمیدرضااسماعیلی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ